یار مهربان
نحوه افکار و اندیشه های انسان طوری است که ممکن است فقط خواندن یک کتاب، پایه ی اندیشه ها و افکار او را بر مبنای جدید و یا مسیر خاصی قرار دهد و چه بسا ممکن است کتابی، مسیر سرنوشت میلیون ها انسان را در راه مخصوصی بیندازد. "انیشتن" 

سلام تازه دانشجو: همین اول راهی یه کم از اوضاع و احوال دانشگاهمون (پیام نور) براتون بگم بد نیست!! از ما که گذشت، شما حواستون باشه!!!!!!!!

1) اگه دم سحر از خونه زدی بیرون و تا ساعت 8:30 به زحمت خودتو رسوندی به دانشگاه و دیدی کلاست تشکیل نمیشه، زیاد منتظر تشکیل کلاست نشو چون: گر صبر کنی زیر پات علف سبز میشه!!

2)اگه وارد دفتر یه کارشناس رشته شدی و دیدی قیافش از دست دانشجوها این شکلی عصبانیشده و دانشجوها هم این شکلی کلافهشدن وحشت نکن.

3) اگه ترم اول رفتی سرکلاس اندیشه نشستی و با جمعیت n صد نفری دانشجو مواجه شدی و صندلی برای نشستن پیدا نکردی بفهم که همه مثل تو ترم اولیند!!

4)اگه آخر ترم تو سایت زدن امتحان تشریحیه و سر جلسه با برگه ای شبیه برگه ی کنکور که عکست را توش زده بودن و الف، ب، ج، د داشت مواجه شدی دیگه به خودت زحمت پرسش نده، بفهم که امتحان تستیه!!

5) اگه بعد از امتحان شنگول و شاد اومدی بیرون، قیافت این شکلی لبخندبود و بعد از گرفتن نمرت قیافت این شکلی ناراحتشد تعجب نکن!

6) اگه در سعملی ای را ترم 4 برداشتی و ترم 5 رفتی سرکلاس اصلا تعجب نکن!

7)اگه نمره عملیت و 20 شدی و تو کارنامه ات زدن غایب در امتحان زیاد تعجب نکن، چون حتما نمره ات را واسه یه هم فامیلی تو که روحش هم از این درس خبر نداره رد شده، برو بخش نمرات شاید بعد دو سال به نتیجه رسیدی!

8) اگه یه روز غذای دانشگاه و خوردی و دلت درد اومد، نمی خواد بری دکتر، چیز مهمی نیست، عادت می کنی!!

این قسمت ویژه دانشجویان جدید الورود رشته ناوبری اطلاعاته (همون: علوم کتابداری و اطلاع رسانی) لطفا شما نخوانید!!

  • مخاطب:خوب بگو ببینم بلاخره قبول شدی یا نه؟ تو (با افتخار): بٰ.........له
  • مخاطب: کجا قبول شدی؟ تو:پیام نور مرکز بووووووق
  • مخاطب: چه رشته ای؟ تو(با افتخار): علوم کتابداری و اطلاع رسانی
  • مخاطب:(با خنده) حالا چی هست؟
  • تو این شکلی عصبانی: میگن خوبه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
  • مخاطب: چه گرایشی؟ در اینجا به اصلیت پیام نوریت اشاره می کنی و می گی: عمومی
  • (قیافه مخاطب) خنده

حالا زیاد ناراحت نشو، اوضاع اونقدرا هم که گفتم بد نیست!!!!!!!!

 

[ ۱۳٩۱/٦/۳۱ ] [ ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ] [ مریم ]

روزگاری بود که این پیامک ها بر در و دیوار سنگرها نصب شده بود.

البته آن روزها از تلفن همراه خبری نبود.

  • اگه نخندی دشمن می خنده.
  • خدایا! اول پاکم کن بعدا خاکم کن.
  • ای تیر! اگه مردی بیا.
  • اگر همه برن تکلیف است که بمانیم، زیرا حسین (ع) مولای ماست و او در غربت کامل به تکلیف عمل کرد.
  • امروز وضو در فرات، فردا در کربلا.
  • اول در بزن، بعدا سلام کن، بعد حرف بزن.
  • انشاء الله با تیر مستقیم شهید بشید، صلوات.
  • خستگی شما را با ذکر صلوات خریداریم.
  • خطر پیش بسیجی احساس خطر می کند.
  • اللهم رزقنا ترکش ریزی، آمبولانس تیزی، بیمارستان تمیزی، غذای لذیذی

 

 

[ ۱۳٩۱/٦/۳٠ ] [ ٥:٢۳ ‎ب.ظ ] [ مریم ]

بیا در خدا خویش را گم کنیم...

بیا عاشقی را رعایت کنیم          ز یاران عاشق حکایت کنیم

              از آنها که خونین سفر کرده اند          سفر بر مدار خطر کرده اند

از آنها که خورشید فریادشان          دمید از گلوی سحر زادشان

                      غبار تغافل ز جان ها زدود         هشیواری عشق بازان فزود

                    عزای کهن سال را عید کرد         شب تیره را غرق خورشید کرد

                 حکایت کنیم از تباری شگفت          که کوبید در هم، حصاری شگفت

                      از آنها که پیمانه "لا" زدند           دل عاشقی را به دریا زدند

                  ببین خانقاه شهیدان عشق            صف عارفان غزل خوان عشق

               چه جانانه چرخ جنون می زنند             دف عشق با دست خون می زنند

               سر عارفان سرفشان دیدشان              که از خون دل خرقه بخشیدشان

                     "هلا منکر جان و جانان ما              بزن زخم انکار بر جان ما

                 اگر دشنه آذین کنی گرده مان             نبینی تو هرگز دل آزرده مان

            بزن زخم، این مرهم عاشق است            که بی زخم مردن غم عاشق است

                          بیار آتش کینه نمرود وار            خلیلیم! ما را به آتش سپار"

        در این عرصه با یار بودن خوش است           به رسم شهیدان سرودن خوش است

                  بیا در خدا خویش را گم کنیم           به رسم شهیدان تکلم کنیم

          مگو سوخت جان من از فرط عشق         خموشی ست هان! اولین شرط عشق

                     بیا اولین شرط را تن دهیم          بیا تن به از خود گذشتن دهیم

            ببین لاله هایی که در باغ ماست           خموش اند و فریادشان تا خداست

             چو فریاد با حلق جان می کشند           تن از خاک تا لا مکان می کشند

                 سزد عاشقان را در این روزگار           سکوتی از این گونه فریاد وار

                        بیا با گل لاله بیعت کنیم           که آلاله ها را حمایت کنیم

حمایت ز گل ها، گل افشاندن است           هم آواز با باغبان خواندن است...

سید حسن حسینی

[ ۱۳٩۱/٦/٢٩ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ مریم ]

مائده های زمینی

ناتانائیل، آرزو مکن که خدا را در جایی جز همه جا بیابی. هر مخلوقی نشانی از خداست و هیچ مخلوقی او را هویدا نمی­سازد. همان دم که مخلوقی نظر ما را به خویشتن منحصر کند، ما را از خدا برمی­گرداند.

ما همگی اعتقاد داریم که باید خدا را کشف کرد. دریغا که نمی­دانیم هم چنان که در انتظار او به سر می­بریم، به کدام درگاه نیاز آوریم. سرانجام این طور نیز می­گوییم که او در همه جا هست؛ هر جا و نایافتنی است.

به هر کجا بروی جز خدا چیزی را دیدار نمی­توانی کرد. خدا همان است که پیش روی ماست. ناتانائیل، ای کاش «عظمت» در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می­نگری.

ناتانائیل، من شوق را به تو خواهم آموخت؛ اعمال ما به ما وابسته است، هم چنان که درخشندگی به فسفر. درست است که اعمال ما، ما را می­سوزانند ولی تابندگی ما از همین است و اگر روح ما ارزش چیزی را داشته دلیل بر آن است که سخت­تر از دیگران سوخته است.

برای من «خواندن» این که شن ساحل­ها نرم است کافی نیست؛ می­خواهم پای برهنه­ام این نرمی را حس کند. معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد، برای من بیهوده است. هرگز در این جهان چیزی ندیده­ام که حتی اندکی زیبا باشد؛ مگر آن که فوراَ آرزو کرده­ام تا همه­ی مهر من آن را در برگیرد.{#emotions_dlg.e25}

آندره ژید

[ ۱۳٩۱/٦/۸ ] [ ٢:۳٤ ‎ب.ظ ] [ مریم ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب
ابزار پرش به بالا